كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
868
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
نشاندن آتش نبود و اگرچه طبقهء زيرين عمارت آن شهر از سنگ است ، امّا چهار پنج طبقهء بالا از چوب رنگ و روغن داده منقّش متّصل به يكديگر است و هرگاه آتش اطراف شهر را فروگيرد دفع آن دشوار باشد . آن حضرت فرمود كه امير شاهملك جامع بنى اميه را از آتش محافظت نمود و سقف آنكه از چوب بود و بالاى بام آن به سرب گداختهاند ، پرتو شعلهء قهر الهى بر آن تافت و منار شرقى مسجد كه از سنگ بود تمام خاكستر گشت و فروريخت « 1 » و منار عروس كه به لسان نبوّت به منارهء بيضا مذكور شده و وعدهاى ورود يافته كه نزول مهبط عيسوى ( ع ) بر آن خواهد بود و با آنكه اصلش از چوب است و ظاهرش را به گچ اندودهاند سلامت ماند . و در اين ايام پيوسته نقبچيان در كار بودند و سنگهاى بزرگ را به آتش تافته و سركه ريخته و به ميتين شكسته بيرون مىآوردند و پيش از همه برج طارمه كه بلندترين برجها بود و سركار التون « 2 » بخشى ، نقب آن تمام شد و به موجب فرمان آتش در نقب زدند و برجى در غايت بلندى چون قلّهء كوهى فرو [ افتاد و راهى از جانب غربى در حصار گشاده شد . دلاوران به قصد درآمدن روان شدند . ناگاه برجى ديگر ] « 3 » افتاده گرد بسيار برخاست « 4 » و لشكريان توقّف نموده حصاريان را مجال شد و رخنهها محكم كردند . امّا خوف و بيم بر ايشان غالب شده در اضطراب افتادند و از خسارت جسارت ياراى بيرون آمدن نداشتند و هنوز تعلّل مىنمودند . حضرت
--> ( 1 ) . ظف : « و چون سقف آن نيز از چوب بود و قطعهاى ، سرب به جاى بام اندود بر بالاى آن زده در آنوقت پرتو شعلهء قهر الهى بر آن تافته بود هرچند لشكريان كوشش زياده كردند آتش قهر افروختهتر گشت تا به حدى كه منار شرقى آن مسجد . . . » ( ج 2 ص 246 ) . ( 2 ) . ك ، س و ظفرنامه چاپ كلكته : الطون - ( 3 ) . ك ندارد . ( 4 ) . ظف : « و از مردم خراسان و سيستان و ديگر مواضع قريب هفتاد و هشتاد كس در زير آن بماندند . » ( ج 2 ص 241 ) .